سرود کوهستان

کوه نوشته ها

برای دلسوزان کوه نوردی
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٢  کلمات کلیدی:

 

مقبل هنرپژوه : يكي از نيازهاي هر انساني است كه برتري خود را به محيط و اطرافيانش به اثبات رساند.

بعد از حادثه گاشربروم يك در روز 26 مرداد ماه كه در ارتفاع 7850 متري رخ داد با تلاشهاي بي سابقه و تكرار نشدني دوستانمان به ارتفاعات پايين انتقال داده شديم و با زحمات سرپرست تيم و فدراسيون كوهنوردي در آن هواي خراب توسط هلي كوپتر ارتش به بيمارستان رسيديم كه در نهايت علي رغم تلاشها متأسفانه منجر به فوت استاد، مربي و دوست عزيزم مرحوم محمد اوراز شد.

موقعيت خوبي بود براي آنان كه براي ارضاي نياز، خود را كارشناسان اين ورزش معرفي و به كارشناسي قضيه بپردازند. با نوشتن مطالبي در بعضي روزنامه ها و مجلات تمام زحمات فدراسيون و بچه هاي تيم را كم رنگ كنند. من از اين آقايان مي پرسم پس چرا قبل از اين حادثه از هزاران درد و مشكل آقاي اوراز و كوهنوردي مطالبي ننوشته اند؟ پس چرا وقتي كه فدراسيون كوهنوردي براي اعزام تيم هايش به هيماليا با مشكلات مالي بزرگي روبه رو بود و براي تأمين بودجه تيم هايش به هر دري مي زد، چرا وقتي تيم هاي هيماليانوردي ايران با موفقيت به ايران برمي گشتند كسي نبود كه درباره توانايي هاي مربي و تجهيزاتي و غيره مطالبي بنويسد.

پس با اين حساب مرگ بزرگاني چون هرمان بول، كوكوشكا و... را هم به علت ضعف هاي مديريتي، آموزشي و تجهيزاتي و... بايد دانست.

بله قطعاً نه محمد و نه من تصوري اينچنيني از هيماليا نداشته و در هيچ سطري از هزاران سطر منابع مطالعاتي و چنين تصوري از هيماليانوردي نيافته و نخوانده بوديم كه اگر كساني در ارتفاع 7850 متري دچار سانحه شدند توسط دوستان و هنوردانشان به پايين انتقال داده مي شوند.

كسي نبايد به خود اجازه بدهد كه مربيان و اعزامي تيم هيماليانوردي را متهم به ضعف آموزشي كند.


*  كيهان ورزشي، 30 آذر 82 ، ص45.