سرود کوهستان

کوه نوشته ها

آنکه از کوه افتاد
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٢  کلمات کلیدی: گاشربروم-1 ، محمد اوراز

 

 

محمد نوری فر: «ما می رویم . قدری بارش هست. مسیر بهمنی است. با احتیاط می رویم جلو و قله را حتما  صعود می کنیم.» این آخرین تماس محمد اوراز با کمپ ۳بود. پانزده دقیقه بعد روی صفحه نمایشگر بی سیم سرپرست تیم علامت صلیب (به نشانه دریافت پیام) ظاهر شد. حمید ناصری از اعضای تیم می گوید: «حول و حوش ساعت ۱۰:۳۰صدای ناله و زاری از بی سیم شنیدم.» آنها ابتدا احساس کردند دگمه بی سیم _ بر گردن آویخته می شود _ تحت فشار سگک زیپ کاپشن قرار گرفته و صدای نفس نفس زدن محمد در حین صعود را می شنوند اما اوراز بعد از سقوط بهمن تنها راهی که برای خبر کردن به ذهنش خطور می کند این است که دستش را حدود ۲۰ دقیقه روی دکمه مکالمه بی سیم نگه دارد. در ارتفاع ۷ هزار متری گاشربروم حالت رخوت شدیدی به کوهنورد دست می دهد. پوشیدن یک پیراهن دقایق زیادی طول می کشد، کسی حاضر نیست غذای خودش را گرم کند و یا حتی یک ظرف آب درست کند. (به دلیل کمبود اکسیژن) در این شرایط گروه امداد با حرکت به طرف مصدومان عمل خطرناکی را انجام می دهد. کاری که ناصری معتقد است در عالم عقلانیت ناشدنی بود: «آدم پیش خودش فکر می کند کجا بروم؟ روی بهمن؟» آنها دقیقا در جایی قرار داشتند که به «منطقه مرگ هیمالیا» شهرت داشت. یکی از اعضای گروه امداد می گوید: «چون تا آن روز هیچ اتفاق بدی برای تیم های ایرانی رخ نداده بود وچون همه حوادثی که در هیمالیا روی داد منجر به مرگ حتمی شد بنابراین دیگر به امداد و نجات و آموزش آن نپرداختیم!» ناآشنایی گروه امداد با پانسمان فشاری و نیز ناتوانی در تزریقات وریدی نشان می داد که حتی آموزش اورژانس های پزشکی و کمک های اولیه در یک دوره فشرده هم از نگاه فدراسیون کوهنوردی ضروری به نظر نمی رسید.

یکی از کوهنوردان تشخیص می دهد که اوراز از ناحیه کمر آسیب دیده بنابراین باید در حمل او دقت کرد. محمد با لحن مبهمی برای آخرین بار حرف می زند: «خوبم، گرممه، گرممه» و در پاسخ می شنود: «می ریم پایین خنک می شی، می ریم تو برف ها سرد می شی!» اما او خبر نداشت که باید ۵ روز تمام در برف کشیده شود. تیم اعزامی  G.P.S نداشت به گفته یکی از آنها «شاید خیلی ها بگویند G.P.S شکاف و یا سنگ را هم نشانه گذاری می کند اما اگر هم داشتیم به فکرمان نمی رسید استفاده کنیم.» امکانات بسیار کم بود.

گویا فقط تدارک کفش و لباس کوهنوردان _ آن هم بر وجه امانت _ به عهده فدراسیون کوهنوردی بود که برابر دریافت چک عودت به عنوان وثیقه در اختیار اعضای تیم گذاشته شده بود. آنها کوله پشتی، کیسه خواب و تمامی تجهیزات صعود را باید با هزینه شخصی تهیه می کردند. گروه کوهنوردی گاشربروم تنها با ۳ دستگاه بی سیم عازم منطقه هیمالیا شد. در بسیاری از کشور های توسعه یافته «صعود ملی» وجود ندارد، این گروه ها و کوهنوردان هستند که در توافق با یک اسپانسر مالی اقدام به صعود می کنند اگر فدراسیون کمبود بودجه نداشت پس ضعف در تدارک چگونه قابل توجیه است؟

انتقال اوراز تا ارتفاع ۵۹۰۰ متر برای آدم هایی که «کی تو» یا قله های دیگر را صعود کردند، خنده آور بود. افلاکی سرپرست تیم می گوید: «خارجی ها اعتقاد داشتند که ما دیوانه ایم. هیچ کس فکر نمی کرد ما بخواهیم محمد و مقبل را پایین بیاوریم.»

• پس از سقوط

۲۴ساعت پس از سقوط، روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی گزارش داد: «تیم ملی کوهنوردی ایران که متشکل از ۱۲ نفر، سوم تیر ماه عازم پاکستان شد و قریب به یک ماه در تلاش برای فتح یازدهمین قله مرتفع دنیا از سلسله جبال هیمالیا در منطقه قراقروم بود صبح یکشنبه 26 مرداد ماه تیم اول متشکل از محمد اوراز، حسن نجاریان، داود خادم و مقبل هنرپژوه تا ارتفاع ۷۹۰۰متری پیش می روند. آنها در یک لحظه غافلگیر کننده با ریزش ناگهانی بهمن روبه رو می شوند که دو نفر از این جمع چهار نفره اسیر بهمن شده و متوقف می شوند. هر دو کوهنورد باتلاش نفرات تیم حمایت  کننده از این حادثه جان سالم به در بردند!» انگار که تمام سعی تنظیم کننده این خبر پنهان ساختن اتفاقی ناگوار بود اما 8 روز پس از وقوع حادثه «محمود ایل بیگی» خبرنگار صداوسیما خبر رسمی آن را مخابره کرد و این گونه اتفاقی مهم و ناخوشایند برای یک هفته توسط مسئولان فدراسیون کوهنوردی پنهان ماند.

آقاجانی، رئیس فدراسیون کوهنوردی بلافاصله پس از دریافت خبر به پاکستان رفت. او می گوید: «من ۱۳ روز آنجا بودم. حداقل ۱۰ هزار دلار به ارتش پاکستان پول دادم تا محمد و مقبل را به اسلام آباد منتقل کنند.» آقاجانی وقتی اولین گزارش را از پزشک معالج دریافت کرد بلافاصله با پزشکان ایرانی مشورت کرد و بعد به فکر انتقال اوراز به تهران افتاد.

به اعتقاد رئیس فدراسیون بیمارستان شفای اسلام آ باد، بهترین بیمارستان منطقه بود اما یکی از مخالفان فدراسیون کوهنوردی چند روز بعد برای افزایش دقت و جلوگیری از شیوع شایعات بی مورد توصیه کرد رتبه بیمارستانی که کف اتاق U.C.I در آن به وسیله جاروی دستی نظافت می شود، آن هم زمانی که بیماری با «شرایط کاملا بحرانی» در آ نجا بستری است توسط منابع رسمی منتشر شود! همچنین خبرگزاری بی بی سی هم در آخرین ساعات چهارشنبه ۱۶ آگوست ۲۰۰۳ این خبر را اعلام کرد. وقتی این گروه ۱۲ نفره تصمیم داشتند فعالیت های هیمالیا نوردی خود را آغاز کنند، سایت اورست نیوز به نقل از مربی تیم کوهنوردی ایتالیا نوشت: «شرایط آب و هوایی برای صعود به گاش بروم مناسب نیست. من اگر جای ایرانی ها بودم هرگز حاضر نمی شدم گروه خود را در چنین شرایطی روانه قله کنم.» شیرمحمد، نایب رئیس فدراسیون این موضوع را تکذیب می کند: «مربی ایتالیا چنین حرفی نزده. هیمالیا این نیست که بگوییم هوا خوب است پس حمله کنیم. اوراز که بچه نبود، باتجربه بود. او تا قبل از این ۵ قله بالای ۸ هزار متری را صعود کرده بود. می توانست تصمیم بگیرد که برود یا نرود. بگذریم که حالا می گویند به محمد گفتند برو، او هم رفته.»

در همان روزی که کوهنوردان ایرانی فعالیت خود را برای صعود آغاز کردند چند تیم خارجی دیگر به دلیل شرایط نامعلوم آب و هوایی به کشور های خود بازگشتند. دو هفته قبل هم دو اسپانیایی، یک اوکراینی و یک روسی در راه صعود مفقود الاثر شدند.محمد اوراز قبلا به طرز خارق العاده ای توانسته بود به دو قله 8 هزار متری «ماکولو» و «لوتزه» بدون اکسیژن صعود کند.

• درخواست استعفا

دو شب پس از مخابره خبر از پاکستان محسن مهرعلیزاده وقتی که می خواست وارد استودیو خبر شبکه دوم سیما شود تا درباره «طرح جامع ورزش» صحبت کند، از چنین اتفاقی مطلع شد. یکی از مسئولان این برنامه به رئیس اطلاع می دهد که مردم نقده و ارومیه (شهر اوراز) تماس های فراوانی را با روابط عمومی صداوسیما برقرار کردند. مهرعلیزاده بلافاصله اطلاعات لازم را دریافت می  کند. هنگامی که او مقابل دوربین نشسته بود از زمان حضور رئیس فدراسیون در پاکستان چهار روز می گذشت اما پاسخ رئیس سازمان ورزش حیرت انگیز بود: «من همین امروز آقاجانی را به پاکستان فرستادم! ما اعلام کردیم تمامی هزینه ها بابت مداوای این ورزشکار را سازمان متحمل می شود.» از گفته های مهرعلیزاده کاملا مشخص بود که با گذشت 10 روز از وقوع حادثه او تا آن لحظه هیچ گونه اطلاعی در این مورد نداشته است. معاون رئیس جمهور یک بار دیگر در مراسم انتخاب برترین ورزشکار سال ایران برای دو بار متوالی نام «اوراز» را اشتباه تلفظ کرد تا این بار دوستداران اوراز در سایت های اختصاصی کوهنوردی خواهان استعفای مهرعلیزاده شوند. یک کارشناس کوهنوردی در روز هایی که خبر استعفای مهرعلیزاده در حمایت از برخی ماجرا های سیاسی منتشر شد، نوشت: «او همان روزی که در مقابل ملت ایران زنده و مستقیم از شبکه دو بی اطلاعی خود را از سقوط کوهنوردان ایرانی نشان داد باید استعفای خود را تقدیم رئیس جمهور می کرد.»

واکنش های احساسی و غیرمنتظره کوهنوردان ایرانی که بیشتر علاقه مندند در سایت های اینترنتی نظرات خود را اعلام کنند تا جایی پیش رفت که یکی دیگر از مسئولان سابق فدراسیون خواهان بر کناری رئیس سازمان تربیت بدنی شد: «اگر درباره مسائل سیاسی و برای حمایت از گروهی شاهد هستیم رئیس سازمان ورزش واکنشی در حد استعفا نشان می دهد، می توان از مدیر سازمانی که قهرمان بی بدیل کشور را فراموش کرده و نمی توانند نام او را از روی نوشته بخوانند درخواست نه استعفا بلکه برکناری نمود!» 

• کوه سقوط کرد

پس از شروع درمان اوراز در بیمارستان اسلام آباد پزشکان معالج در یازدهم شهریور ماه نسبت به وضعیت او اظهار امیدواری کردند. حتی «معروف اوراز» برادر محمد خبر داد که بعد از دو هفته محمد چشمانش را باز کرده و از حالت بیهوشی درآمده است. در همین حال مردم نقده و اشنویه شب ها با برپایی مراسم دعای توسل برای سلامتی او دعا می کردند اما رفته رفته حال عمومی «فاتح اورست» در شرایط بحرانی قرار گرفت. پزشکان از بهبودی محمد قطع امید کردند و حتی اقوام اوراز تصمیم گرفتند که پدر و مادر محمد را به پاکستان بفرستند اما سرانجام محمد اوراز (سربلند) مردی که قول داده بود تمامی قله های بالای۸هزار متر را با پرچم ایران فتح کند ...

«فاتح قصه ما به قله رسید. دوستانش از روزی می گویند که عقاب سربلند کوهستان ها در یکی از آخرین روزهای بهار ۱۳۷۷ اورست را فتح کرد و این پایین مردم ایران مات و مبهوت به ستاره های نامدار فوتبال آلمان خیر شده بودند که چطور دروازه تیم ایران را توپ باران می کنند!

دوستانش از لحظاتی می گویند که همه اعضای تیم کوهنوردی ایران در نوک قله توان ایستادن نداشتند اما اوراز نقده چقدر غریبانه از شدت خوشحالی آرام و قرار نداشت. دوستانش از سال هایی می گویند که درنای زخم خورده عشق برای جلب رضایت دیگران! و کسب درآمد کوله پشتی توریست های خارجی را حمل می کرد.دوستانش از شبی می گویند که پس از فتح اورست پا به فرودگاه مهرآباد گذاشت اما تمام نگاه مردم به سالن ترمینال شماره ۲ و بازگشت ملی پوشان فوتبال از فرانسه اختصاص داشت.»

پیکر بی جان اوراز را ۱۹ شهریورماه در شب تولد حضرت علی وارد زادگاهش کردند و حتی مخالفان فدراسیون کوهنوردی به روز ورود جنازه محمد اوراز به نقده هم معترض بودند.

• حقیقت تلخ

تا پیش از درگذشت «محمد اوراز» در نگاه ورزشی نویسان- ما که بیشتر از هر چیز دیگر به فوتبال و ستاره های دنیای توپ گرد اهمیت می دهیم!- او فقط یک بار پررنگ دیده شد و آن لحظه ای بود که از پله های سن تالار همایش های صدا و سیما بالارفت تا یکی از جایزه های بهترین ورزشکاران نمونه سال ۸۱ را دریافت کند. بسیاری خرده می گیرند که اگر او تمامی قله های بالای. ۸۰۰۰متری دنیا را فتح می کرد و امروز هم در قید حیات بود، مطبوعات و رسانه های گروهی به مانند گذشته توجهی از خود نشان نمی دادند و این حقیقتی غیرقابل انکار است. یکی از دوستان اوراز می نویسد: «محمد عزیز، فقط با مردنت اینقدر عزیز شدی. مگر همین محمد نبود که سال ۱۳۷۷ قله اورست رو زد؟ مگه همین محمد نبود که سال ۷۹قله شیشا پانگما رو با ارتفاع ۸۰۳۶ متر زد؟ مگر همین محمد نبود که سال ۱۳۸۰ قله ماکالو با ارتفاع ۸۴۶۳ متری بدون کپسول اکسیژن را فتح کرد؟ و همین محمد نبود که سال گذشته قله لوتسه که یکی از سنگین ترین قله های جهان است و چهارمین ارتفاع بلند دنیاست را بدون کپسول اکسیژن زد؟ آیا لیاقت بهترین کوهنورد ایران در سال ۸۰ و ۸۱معرفی به عنوان یکی از ۱۰ قهرمان برتر این مراسم نبود؟»روزنامه نگاران زیادی بعد از درگذشت اوراز درباره او نوشتند. البته افرادی هم بودند که در حساس ترین شرایط روحی - روانی خانواده اوراز به دروغ نوشتند: «این قهرمان صاحب نام کرد، چندی پیش از وفات به آئین مترقی اسلام ایمان آورده بود و مسلمان شد!»

• وبلاگ ها

«آنها هیمالیا را خودشان انتخاب می کنند و باید هم هزینه اش را بپردازند.» و فرشید فاریابی، مسئول سابق روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی در وبلاگش پاسخ می دهد: «بله، مسئولیت هیمالیایی را که خود انتخاب کرده و شناخته باشند!» گروهی هم معتقدند که کوهنوردان ایرانی، اورست و ۸هزار متری هایش را دست کم گرفتند. شروین آریانفرد در وبلاگش نوشته است: «ایرانیان در سال ۷۷ با افتخار می گفتند که توانستیم با کمترین کمک و در شرایطی که چند تیم از جمله آمریکا موفق به صعود نشده بودند، قله اورست را فتح کنیم و با این تصور که ایرانیان شکست ناپذیر و روئین تن هستند قدم به هیمالیا گذاشتند. امافراموش کرده بودیم که به طور متوسط حدود ۱۳ درصد از صعودکنندگان به قله های هیمالیا تاکنون جان خود را در راه صعود از دست داده اند.»

• فراموشی

محمد اوراز هم فراموش می شود. دوستی می گفت: «۶۰۰متر سقوط فقط چند ثانیه طول می کشد اما ما سال هاست که فقط سقوط می کنیم.» و ما هم از طایفه زنده کش مرده پرستیم.

کارنامه اوراز

تاریخ و محل تولد: شهریور ۱۳۴۸، نقده- آذربایجان غربی
وضعیت تأهل: مجرد
آغاز کوهنوردی: ۱۳۶۷
آخرین مدرک تحصیلی: کارشناسی تربیت بدنی، دانشگاه ارومیه- ۱۳۷۹تاریخ و محل وفات: ۱۶ شهریور ۱۳۸۲، بیمارستان شفای پاکستان
علت مرگ: جراحات ناشی از حادثه سقوط از ارتفاع ۷۹۰۰ متری بر اثر ریزش بهمن در هنگام صعود قله گاشربروم یک

• صعودهای برون مرزی:

۱۳۷۶- صعود قله راکاپوشی (۷۷۸۸ متر)، پاکستان
۱۳۷۷- صعود قله اورست (۸۸۴۹ متر) بلندترین قله دنیا- هیمالیای نپال
۱۳۷۹- صعود قله چوایو (۸۲۰۱ متر) ششمین قله بلند دنیا، هیمالیای تبت- بدون استفاده از کپسول اکسیژن
۱۳۷۹- صعود قله شیشاپانگما (۸۰۳۶ متر) سیزدهمین قله بلند دنیا، هیمالیای تبت _ بدون استفاده از کپسول اکسیژن
۱۳۸۰- صعود قله آرارات (۵۱۶۵ متر) ترکیه
۱۳۸۰ _ صعود قله ماکالو (۸۴۶۳ متر) پنجمین قله بلند دنیا، هیمالیای نپال، بدون استفاده از کپسول اکسیژن
۱۳۸۱- صعود قله لوتسه (۸۵۱۱ متر) چهارمین قله بلند دنیا، هیمالیای نپال- بدون استفاده از کپسول اکسیژن
۱۳۸۲- صعود تا ارتفاع ۷۹۰۰ متری قله گاشر بروم ۱ (۸۰۴۶ متر) یازدهمین قله بلند دنیا، هیمالیای پاکستان _ محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در ارتفاع ۷۹۰۰ متری قله گاشر بروم ۱ بر اثر ریزش بهمن تا ارتفاع ۷۳۰۰ متری سقوط کردند.

• مدارک و افتخارات:

۱۳۷۷- نخستین فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست
۱۳۷۸- اخذ مدرک مربیگری درجه یک از فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران
۱۳۷۸- شرکت در دوره بین المللی صعود مسیرهای دشوار، فرانسه
۱۳۷۸- شرکت در دوره بین المللی رهبری گروه، فرانسه
۱۳۸۰- مرد سال کوهنوردی ایران
۱۳۸۱- مرد سال کوهنوردی ایران