سرود کوهستان

کوه نوشته ها

اوراز باید فراموش شود
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٢  کلمات کلیدی: محمد اوراز ، گاشربروم-1

محمد رهبر: اوراز باید فراموش شود. قرار نیست که بگوییم فدراسیون کوهنوردی و فوتبال نقشی در این فراموشی دارند و مردم به عنوان حافظه ای که باید کسی را خاطره کنند تا بماند مقصرند. اوراز همان گونه که طاق ضربی فراموش شد، همان طور که مناره های بتونی جای مناره های آجری را گرفت، به طاق نسیان سپرده می شود. این رسم دنیای مدرن است. به هر حال اوراز به جاهایی که پای مدرنیسم نرسیده بود پای گذاشت. در گاشربروم دوربینی نیست که بتواند مستقیما صعود را پخش کند. (البته اگر پخش مستقیم صعود خواهانی داشته باشد و اسپانسری) درگاشربروم آنچه از تکنولوژی مدرن به جا مانده دستگاه GPS است که موقعیت را بسنجد، برای دنیای مدرن که قرار است تا بشناسد و تعریف کند کوه نقطه کور است.

ما چه چیز هایی را به خاطر می سپاریم. به ذهنتان فشار نیاورید. شعر هایی که حفظ کرده ایم همان هاست که به معیت واکمن و رادیو در گوشمان پیچیده و لاجرم مجبور به حفظ شان شدیم و یا آن چیز هایی است که دیده ایم بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون. مطمئنا خیلی ها نمی دانستند تایتانیک در کجای این دنیا بوده است وحالا هم که می دانند فکر می کنند دی کاپریو در آن کشتی بوده است، اگر چیزی از تاریخ می  دانیم یا چیزکی از سیاست همان هایی است که در قالب تکنولوژی سمعی و بصری و بی اختیار دانسته ایم، بنابراین دانسته های ما همانی است که باید می دانستیم. و اگر چیزی غیر از این بدانیم و روایت کنیم باید حتما مرجع اش را بگوییم که از کجا شنیده ایم و یا کجا دیده ایم. ما بیشتر از آنکه با شخصیت های واقعی رودررو شده باشیم بازیگرانی را می شناسیم که آن واقعیت ها را به بازی گرفته  اند، و یا واقعیت هایی که بتوانند بازی کنند. دنیای مدرن ما نمی تواند به جز نقش و بازیگری و بازیکنی چیزی را به تصویر در بیاورد و کوه یک واقعیت صعب و خشک است و یک سکون و آرامش غیرحساس. هیچ گزارشگری نمی تواند گزارشش کند و لحظات ممتدش که فقط فصل ها توان تغییرش را دارند اعصاب را متلاشی می کند.

دنیای مدرن ما در همه چیزمان شریک می شود و در غیر این صورت همه دارایی مان را بایکوت می  کند. خاطرات شخصی شما را تنها وقتی به رسمیت می شناسد که به دنیای مجازی اینترنت وصل شود و بشود وبلاگ . برای برداشت از حساب شهرتی که پدر مدرن تقسیم می  کند باید چیزی بدهیدکه بیارزد و آن این که شراکت پدر را بپذیرد. اما در سرزمین برف و یخ چیزی که بیارزد نیست یک کوهنورد وقتی از زمین ارتفاع می گیرد مثل پسری است که از خانواده جدا می شود و خب در این صورت پدر از ارث محرومش می کند. پدر مدرن وقتی آمد طبیعت را یا به تسخیر درآورد و یا به عمد فراموشش کرد، فرار به طبیعت و رفتن به کوه گذشتن از مرز ممنوعه ای است که آن سویش خبری از مدرنیسم نیست. نفی شهر است و شهرت، پس به پدر حق بدهید که به فرزندانش که همه چیز را پذیرفتند بگوید اوراز را فراموش کنند.

 

 

برگرفته از ویژه نامه ی نوروزی روزنامه ی شرق۲۷/۱۲/۸۲ صفحه ی ورزش