سرود کوهستان

کوه نوشته ها

دوستان گرد آمده بر حلقه ی کوه!
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: کوه نوردی( دیدگاه)

 

بار دیگر در راه رسیدن به معنای واقعی کوهنوردی و درک ماهیت اصلی یک رشته ی ورزشی که می بایست سلامتی و شادابی برایمان به ارمغان داشته باشد،جراحت،خستگی و مرگ درو کردیم. یک بار دیگر این سوال شوم را باید بپرسیم که: فردا نوبت کیست؟! این سوال دیگر ترجیع بند حرکت های به اصطلاح ورزش کوهنوردی در ایران شده است. صدای ادعای فرهنگی بودن کوهنوردی گوش فلک را پاره کرده یا بهتر بگویم تکرار مکرر انسان ساز بودن آن، عنصر اصلی انسانیت یعنی حیات را بیرنگ ساخته و دیگر آنقدر به کار رفته که دست آوردی جز تهوع ندارد! مگر لازمه ی فرهنگی بودن اصل زایندگی در علم نیست؟ کدام تولید و زایش را طی این سالها ی دور و دراز سراغ دارید؟ جز حرف،حرف و حرف ...

مگر تبلور فرهنگ کوهنوردی ایران این نظر نیست که حتی ورزش بودن کوهنوردی را به چالش کشانیده؟! و ساعت ها و روزها باید در مقابل مقامات ورزش کشور انرژی صرف کنیم تا قبول کنند کوهنوردی را در میان سایر ورزشها! همه ی این فجایع به خودمان باز می گردد. آری حرمت امامزاده را متولی حفظ می کند و بس. متولی کوهنوردی،ما هستیم نه کسی دیگر. عملکرد غلط و پر از اشتباه ما بوده است که این سوال شوم رشته ی ورزشی را ترجیع بند همه ی سخن ها کرده است که : فردا نوبت کیست؟!

وقتی فدراسیون کوهنوردی ورزشکاران ملی پوش را وادار می کند سندی امضا کنند و مسئولیت هرحادثه ی احتمالی - حتی سقوط هواپیما را در طول سفر برعهده گیرند- دیگر چه انتظاری می توان داشت از غیر کوهنوردان؟ وقتی کوهنورد ایرانی خجالت می کشد وقت شریف خود را صرف نگارش مقاله یا چاپ مطلبی هرچند کوتاه در مطبوعات کند و تنها رضایت می دهد به حرف زدن آنهم پشت سر دیگر کوهنوردان و حتی دوستانش! باقی این تراژدی را خود حدس بزنید. براستی فقط باید کسی بمیرد تا برای او مویه بنویسیم؟ تاکی به همین منوال به این ورزش انسان ساز ادامه خواهیم داد؟!!

مگر همین مراسم نمونه ی خوبی برای در ک وضعیت موجود نیست. همه می گویند اوراز ال بود و بل!اما وقتی زمان انجام کاری برای او می رسد... چرا کوهنوردان آذربایجانغربی تا امروز هیچ بیانیه ای را منتشر نکرده اند و یا چرا آنها تا امروز نتوانسته اند حداقل برای نام محمد اوراز کاری انجام دهند؟! مگر گروههای کوهنوردی استان نمی توانستند خطاب به مقامات استان مکتوبی را تهیه و منتشر کنند؟

چرا تابه امروز کانون کوهنوردان نقده که همه ی فتوحات محمد اوراز را یکجا مال خود می داند، کتبا از فدراسیون کوهنوردی درخواست تشکیل کمیته ی بررسی حادثه را نکرده است؟

هزاران سوال از قصور من کوهنورد که حد اقل نام محمد اوراز را شنیده ام می توان مطرح کرد . اما پاسخ همه ی این سوالات در یک عبارت ساده نهفته است و بس؛و آن اضمحلال و فرو پاشی تمام معیارها و اصول کوهنوردی در ایران است. بزرگ و کوچک کوهنوردی ایران استحاله شده اند! دیگر همه قبول داریم که کوهنوردی را ورزش به حساب نیاورند. تنها دلمان خوش است به چاپ عکسی یا خبر کوتاهی از زدن!! قله ای.ما را میانه ای با نقد و نظر منصفانه نیست.

منیت کورمان کرده . وقتی مفهوم مربی و راهبر در حد مربا و قاقالیلی! تنزل کرد، دیگر چیزی برای این ورزش باقی نماند. زمانی که سرپرست تیم و هویت آن در حد داشتن یک موبایل ماهواره ای تخفیف داده می شود و در پاسخ به همه ی انتقادات می فرمایند: مدیریت هزاره ی ارتباطات است!! دیگر بعید می دانم بتوان چیزی گفت.

وقتی کسی تعریف درست ماکیاولیسم را نفهمید و یا اصلا ندانست ماکیاول که بود و چه می گفت،خیلی خطرناک میشه.وقتی کسی نرفت تا توی فرهنگ لغات کلمه ی مربی را پیدا کنه و ستون مقابل اون را بخونه، جلو دوربین در مورد شاگرد بودن محمد و استاد بودن خودش خیلی حرف ها می زنه!!

سفر تو جغرافیا باید با سفر تو تاریخ توام باشه! سفر تو جغرافیا را هر جسم ضعیف و بی جونی مثل قاصدک هم بلده! برای سفر تو تاریخ حتما باید سواد و معرفت این کار را داشت؛ ماکه همه داشته و داریم!! بگو ماشاالله.

ما خودمون خواستیم که سفر کردن یادمون بره؛ اونقدر تو خودمون موندیم که گند زدیم، گند!! هر روز هم که می گذره بدتر میشه!خدا خودش رحم کنه.

راستی نگفتید: نفر بعدی کی بود؟؟!

 

 

 

فرشید -  فاریابی

 

 

توضیح: این یادداشت در هفته نامه ی کیهان ورزشی مورخ 10/08/1382 درصفحه 43 منتشر شد. یادداشت واکنشی است  به رفتارهای متناقض و سخنان غیرقابل تحمل تعدادی از مدعیان سرشناسی در کوهنوردی که متاسفانه علی رغم میل باطنی از ادبیات خاصی بهره برده است. لازم به ذکراست که این مطلب و یادداشت برای مسافر سرزمین اژدهای کاغذی از سوی اینجانب در اختیار مطبوعات قرار نگرفت؛ اما پس از توزیع دستــی و به صورت اطلاعیه افرادی آن را در اختیار مطبوعات گذاشته بودند و کیهان ورزشی آن را مناسب چاپ تشخیص داده و با عنــوان رشتـــه کوهنوردی فرهنگی – ورزشی است؟! منتشر کرد.