سرود کوهستان

کوه نوشته ها

سیاست پایدار سکوت!!
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: کوه نوردی( دیدگاه) ، گاشربروم-1

 

اگر به یاد داشته باشید قول دادم در خصوص مواجهه ی فدراسیون کوهنوردی با انتقادات مطبوعات و افراد منتقد که بغضشان با حادثه ی تلخ گاشربروم -1 ترکید مطالبی را تقدیم کنم. سیاست اصلی آقاجانی در این رابطه تنها سکوت بود و بس؛اما افزایش حجم انتقادات و کم حوصلگی جوانان گرد آمده پیرامون رئیس بزرگ آنهم با عناوین وسمت های مختلف، برتجربه و سیاست کاری او فائق آمد. آنها پیش از اینکه سال جدید طی حکمی حکومتی عنوان پاسخگویی به خود بگیرد در چند مورد مستقیما" از در پاسخ به منتقدان سرک کشیدند ولی خیلی زود در را بستند. تشکیلات کوهنوردی رسمی همچنان وفادار به سنت دیرین سکوت، تا امروز به زعم خود از مهلکه جان به در برده!! اما شکستن سکوت و آن سرک کشیدن ها نیز خود تفسیری دیگر دارد. این پاسخها عمدتا بر محور مشترک و هماهنگی استوار بود. میتوان به جرات ادعا کردکه هرکدام تکرار مکررتنها گزارش رسمی منتشر شده در کیهان ورزشی ( 12/07/ 82 ص 62 و 63) است. اما اوج این پاسخها در گاهنامه ی فدراسیون کوهنوردی دیده شد. اورست 77 نشریه ای که می توان گفت با تلاش مشخص کمیته ی هیمالیانوردی منتشر می شود . اگرآدرس دقیق بخواهید شماره 10 پاییز 82 ویژه نامه زنده یاد محمد اوراز را می گویم. نقد کل نشریه جای خود را دارد؛ اما چون قصد، اشاراتی به نحوه ی مواجهه ی فدراسیون با منتقدان است بیشتر به مقاله ی «قهرمان کـشی!» به قلم کوهنورد نام آشنا رضا زارعی خواهم پرداخت .  این مقاله که در صفحات 24 و 25منتشر شده با حک عنوان دبیر کمیته ی هیمالیانوردی پای امضای آن بر رسمی بودنش به عنوان جوابیه تاکید دارد.

اول ) بی هیچ تعارفی اصلا" انتظار چنین عصبانیتی را از آقای رضا زارعی نداشتم. معتقدم همین عصبانیت بی مورد مادر تمام اشتباهات بعدی نویسنده شد!هرچند بر نحوه ی برخورد ایشان درتمام سالهای حضور پهلوان محمد اوراز از اولین روزها تا نمی دانم کی؟ تحلیلی دقیق ، مستند و البته غیر قابل انتشار دارم. عدم انتشار آنهم بسیار روشن است:هرکس می تواند هرگونه که خواست در مورد دیگران سیاست ارتباطی خود را طراحی،تبین و اجرا کند. اما غافل نباشیم که نمی توان اندیشه و سیاست ارتباطی خود نسبت به دیگران را مطلق دانسته و زمانی که مجهز به لوازم قدرت بودیم سعی در ترویج آن داشته باشیم. اگر اینگونه دچار خطا شده و بر ادامه آن اصرار کنیم آنگاه است که افراد بسیاری می توانند مستندات _ نه خاطرات_ خود را منتشر کنند.

دوم ) اولین نتیجه عصبانیت با کاهش دقت نمود یافت؛ که من آن را از بکار بردن ادبیات نامطلوب توسط نویسنده پر تاثیر تر بر اذهان می دانم حتی اگر در انتهای مطلب ذکر شود. مثال مشخص: ص 25 ستون 2 پاراگراف 4. آقای زارعی با نقل مطلبی در خصوص دعوت کشورهای خارجی از پهلوان محمد اوراز که در آدرس ارائه شده یافت نمی شود!! ادعای بی دقتی ناشی از عصبیت را صحه گذاشت. او اگر به خوبی متن نامه ی آقاجانی به مقام رهبری را که در ص 3 همین گاهنامه منتشر شده مطالعه می کرد، حداقل این جملات را از باب نقد منتقدات فدراسیون و جواب دادن به آنها نقل نمی کرد. برای راحتی خوانندگان عین جمله ی مورد نظر از نامه ی مزبور را تقدیم می کنم:«اولین آذری غیوری که همگی دعوت نامه های خارجی، دلارها و چرب و شیرین دنیا را به قفا افکند تا تلالو جیفه دنیوی اورا از کار باز ندارد».( توضیح : اشکال در انشای جمله مربوط به من نیست. جمله عینا" از گاهنامه نقل شده .)

سوم ) استخوان بندی جوابیه دبیر کمیته ی هیمالیانوردی مبتنی بر دو مقاله ی از روزنامه ی یاس نو است. مقالاتی که کاملا" مشخص است و اگر اعتراف هم نمی کردند،کوهنورد نبودن نویسندگان برهمگان محرز بود. یک جوان اصفهانی و یک دانشجو که مدتی درخوابگاه دانشجویی با پهلوان محمد اوراز هم اتاق بوده. باور براین است که مقالات و نقد های معتبری که از سوی کوهنوردان نام آشنا و بعضا" ازسوی افرادی چون بنده مطرح شدند نباید اینگونه وبرای چنین مدتی بی پاسخ می ماندند. 

چهارم ) نگارنده ی مقاله ی قهرمان کشی برخی جاها چنان از در پاسخگویی خیره بر منتقدان نگریسته که حضور او در راس تیم اسپانتیک فراموش می شود. ص 25 ستون 1 دو سطر انتهایی.باهم بخوانیم:«اما اینکه می گویند به خاطر کمبود بودجه پنج روز درحالت اغما به انتظار هلی کوپتر بود را تنها دروغی احمقانه می خوانم». این جملات تنها متناسب فردی است که حاضر و ناظر صحنه باشد که خوب می دانیم جناب زارعی نبود.البته اگر تحلیل منصفانه مستندات را بپسندیم،با مراجعه به مصاحبه های آقایان افلاکی و آقاجانی در برخی منابع خبری می توان پی برد که آیا تیم و فدراسیون کوهنوردی دغدغه ی مالی داشته یا خیر؟! در امنیت کامل پولی و آسوده خاطر از این موضوع بودند. حال بماند که 50 هزار دلار اشرف امان به نقل جناب زارعی در مقاله ی قهرمان کشی صحیح است یا حداقل 10 هزار دلار اظهار شده از سوی آقاجانی؟؟!!( روزنامه همشهری/ 16/08/82 ص 12/ ستون 6 سطر 17 از بالا).

پنجم ) ادبیات حاصل از عصبانیت همیشه کار دست آدم می دهد. و این کوهنورد متصف به خوش اخلاقی چنان سندی را در مواجهه با امری فرهنگی و عرصه ماندگار نقد و نظر از خود به جای گذاشت که من شخصا" از بابت آن متاسفم .تا کید می کنم نباید تنها بادیدن همین جوابیه که توسط دبیر کمیته ی هیمالیانوردی تنظیم شده است بر مسند قضاوت بر خوش اخلاقی او تکیه زد؛ هرچند که معتقدم بکار بردن واژگانی چون «بی صفت،نابخردان،نمی فهمید و دروغی احمقانه» در یک جوابیه ی رسمی از سوی فردی مشهور به خوش خلقی کار را بسیار دشوار می کند.

ششم )آخر کلام را به جملات پایانی مقاله ی قهرمان کشی اختصاص می دهم ، هرچند که آغاز کلام نیز مربوط به همین جملات می شد. اگر آقای رضا زارعی این عبارت را که « اگر موقعیت کاری برایش [لابدمنظور فهرمان کشته شده!! است] فراهم می آمد،یک لحظه برای فرار از ناملایمات به خود شک راه نمی داد.» حجت آورده که دروغ است دعوت محمد اوراز توسط کشورهای خارجی، به ایشان توصیه می کنم تنها در مورد یک استعلام که باید توسط آقاجانی در مورد محمد اوراز صورت می گرفت و نمی دانم چرا هرگز خبری از آن منتشر نشد؟ تحقیق کنند. این تنها یک مورد است که رئیس مطلع شد و به انجام نرسید!! موارد دیگر را که تمام مراحل اداری انجام شده بود را سند به سند می توان منتشر کرد که کسی مطلع نبود والبته سرعت اجل امان نداد و تابعد...