سرود کوهستان

کوه نوشته ها

کوهنوردی دردانشگاه
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٢  کلمات کلیدی:

دومین گردهمایی مسئولان انجمن کوهنوردی دانشگاههای کشور، در چهارمین روز ماه جاری از سوی انجمن کوهنوردی وزارت علوم و به میزبانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. د رسال   ۷۸  نخستین نشست کوهنوردان دانشگاهی کشور در ساختمان معاونت دانشجویی وزارت فرهنگ وآموزش عالی آن ایام، واقع در میدان تختی تهران برگزار شد. پنج سال پیش وشاید قدری بیشتر کوهنوردی، این قدیمی ترین ومنسجم ترین ورزش دانشگاهیان گام در راه تشکیلاتی شدن گذاشت و تلاش خود برای به رخ کشیدن قابلیت ها ومحبوبیت هایش را درچشم مقامات مسئول آغاز کرد.

مسئولان ومدیران امروز، که خود از کوهنوردان سالهای نه چندان دور دانشگاههای کشور هستند، هنوز خاطرات خوش کوه رفتن های ایام دانشجویی را فراموش نکرده وهستند کسانی ازاین گروه که برعادت کوه رفتن وفادار مانده اند. اما گویا در پشت میز و درکسوت یک مدیر، معیارها، اصول و فرهنگ حاکم برکوه و کوهنوردی را فراموش می کنند؛ اینگونه می شود که کوهنوردی دانشگاهها علی رغم گذشته درخشان و پیشتازی دربسیاری از حرکت های مطرح، اینچنین روزگاران ضعف را سپری می کند! این عبارات قدری تلخ و از منظر مدیران شاید واجد بی انصافی واغراق باشد؛ اما شاهد هستیم که درآستانه دومین نشست رسمی کوهنوردان دانشگاهی، حادثه تلخ مرگ دو کوهنورد دانشجو درارتفاعات شمال کشور، درخلاء و بی تفاوتی رها شد واز اصلی ترین چهره های غائب نشست دوم انجمن کوهنوردی، مسئولان دانشگاه مورد نظر بودند. دراین حادثه همچون بسیاری از حوادث دیگر کوهنوردی، بویژه حادثه ملی سقوط ومرگ پهلوان محمد اوراز، شاهد هستیم که فرد یا نهادی حتی مسئولیت گزارش دهی واطلاع رسانی رسمی  حادثه را برعهده نگرفت. البته همچون همیشه، هستند کسانی که بی درنگ اطلاعیه رسمی صادر  وتمام مسئولیت وعواقب حادثه را متوجه کوهنوردان جان باخته کردند. و صد البته با تاکید براین جمله نخ نما که: « آنها مجوز کوه رفتن نداشته اند!!!» و...

دومین نشست کوهنوردی دانشگاهیان در پی تغییرات مدیریتی در انجمن کوهنوردی وزارت علوم تشکیل شد. استاد پرسابقه ومربی نامدار کوهنوردی ایران آقای « باقرعیوضی» رفته است واینک مهندس جوان وکوهنوردی نواندیش بر صندلی محقر و ساده درکوهنوردی دانشگاهی کشور تکیه زده است. تواناییهای علمی واجرایی استاد «عیوضی» برکسی پوشیده نیست . بررسی حرکت کند سالهای گذشته درکوهنوردی وزارت علوم خود مقوله ای بسیار مهم ومفید است؛ تا دست آوردهای این بررسی تسهیل کننده پیشرفت جوانان امروز باشد.

کوهنوردی در دانشگاه از مشکلات فراوانی رنج می برد. برخی اعتقاد دارند این مشکلات خود میراثی از کوهنوردی رسمی کشور است. یعنی همانگونه که کوهنوردی در تشکیلات ورزش کشور از تعریف و جایگاه مناسب برخوردار نیست ، انجمن کوهنوردی وزارت علوم نیزاز تعریف و جایگاه مشخصی برخوردار نیست. این مشکل خود مادر تمام مشکلات بعدی است که میتوان برشمرد. شایداداره کل تربیت بدنی وزارت علوم ودر راس آن جناب آقای« دکتر حمیدی » تلاشی جدی در راه تخصصی کردن انجمن های ورزشی دانشگاهیان را آغاز کرده باشند،اما خوب می دانیم که مدیران ارشد وزارت علوم، بویژه معاونت های دانشجوئی دانشگاهها بیشتر آمارهای کمی و رتبه های مسابقات را ارج می نهند تا افزایش تخصص وکیفیت را!!

 یک اردوی گل گشت آخر هفته با پانصد دانشجو- هرچه بیشتر بهتر- بسیار باب میل تر است از صعود فنی وزمستانی دیواره علم کوه توسط چهار یا پنج دانشجو. هرچند قصد ندارم به مسائل آموزشی بپردازم اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که لشکر کشی های آخر هفته به طبیعت، خسارات فراوان ومتنوعی درپی دارد و برای به حداقل رساندن آن نیازمند حضور کوهنوردان متخصص، آموزش دیده و مجهزبه تجهیزات مناسب هستیم؛ اگر استخر شنا استاندارد شناگر، مربی ، نجات غریق و... دارد هر برنامه کوهنوردی نیز استانداردهای بسیار متعددی  نسبت به سایر ورزش ها داراست!

از منظری دیگر مدیران دانشگاهها حق دارند. آنها متولی امر ورزش نیستند. آنها درکنار وظیفه اصلی خود، یعنی آموزش وپرورش جوانان برگزیده کشور، دربخشی از بعد پرورشی وظائف خود، مجبوربه فراهم ساختن فرصتهایی برای دانشجویان هستند. پس کوهنوردی در دید مدیران  یک اردوی تفریحی آخرهفته است؛ پای درختی، لب چشمه ساری و آوازسازی!

البته نباید فراموش کرد که کوهپیمایی ساده و یا ساعتی پناه بردن به طبیعت بسیار متفاوت است بایک بازی فوتبال یا والیبال یا بدمینتون یا...  در محوطه دانشگاه . یادمان باشد در شهر ومحوطه دانشگاه تعاریف مشخصی برای امور مختلف میتوان ارائه کرد. حداقل درتحقیقات مربوط به یک حادثه ورزشی میتوان مقصر را شناسایی وخودمان را تبرئه کرد! اما در طبیعت وکوهستان همه تعاریف تغییر می کنند. شما دیگر تحت استانداردهای زندگی شهری قرار ندارید؛ و کوتاه سخن اینکه: طبیعت وکوهستان بازی سرش نمی شود. در کوهستان نیازمند حاکمیت نگاهی کاملا" تخصصی هستیم. از بستن بند کفش تا صعود های فنی در ارتفاعات بلند. اینجاست که مسئولان وزارت علوم به هیچ عنوان نمی توانند کوهنوردی را در کنار سایر رشته ها بررسی وبرای آن برنامه ریزی کنند.

دانشگاه، استاد ودانشجو همگی مراجع تخصص گرایی هستند. نام آنها ترویج نگرش علمی – تخصصی در جامعه را به ذهن متبادر می کند. به راستی چگونه می توان در فعالیت های این نهاد مخالف فلسفه وجودی، کارکرداصلی وتعاریف موجود برای دانشگاه ظاهر شد؟ آیا می توان برای غیر علمی بودن نگرش و امور در دانشگاه از سوی دانشگاهیان توجیهی داشت؟

بدون شک هرگونه کاستی وضعف در مراکز علمی وتخصصی زنگ خطری بسیار جدی برای جامعه ای است که درآن زندگی می کنیم. ورزش ومشخصا" کوهنوردی هم یکی از شئونات همین جامعه است وانتظاری که از کوهنوردی دانشگاهیان میرود فراتر از کوهنوردی عادی یا اردوهای تفریحی دانشجویی است. بااصلاح نگرش وارائه تعریف مشخص از کوهنوردی در وزارت علوم، تحقیقات وفن آوری شکی نیست که انجمن کوهنوردی این وزارت می تواند در جایگاه هدایت علمی کوهنوردی کشور قرار گیرد. به آمید آن روز.

                                                                                         فرشید فاریابی

                                                                                        ۱۰ بهمن ۸۲