سرود کوهستان

کوه نوشته ها

قسمت دوم
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: گاشربروم-1

عباس محمدى:

به دلیل مشکلاتى که در اعزام تیم گاشربروم ۱- وجود داشته، افراد تا حدودى دیرتر از «زمان مناسب» وارد منطقه مى شوند. این موضوع به خودى خود قصور به شمار نمى رود، اما به نظر مى رسد که سرپرستى برنامه توجه کافى به آن نداشته است. پس از دو بار حمله ناموفق به قله، مصدوم شدن یکى از باربران ارتفاع گروه، کشته شدن سه کوهنورد در منطقه، شروع بارش ها و نشستن برف سنگین در ارتفاعات، بیرون رفتن تیم هاى کشورهاى دیگر از منطقه، و در شرایطى که گویا پیش از آغاز فعالیت تیم ایران، سرپرست گروه ایتالیایى حاضر در منطقه گفته بود: «شرایط آب و هوایى براى صعود به قله گاشربروم مناسب نیست. من اگر جاى ایرانى ها بودم هرگز حاضر نمى شدم تا گروه خود را در چنین شرایطى روانه قله کنم» ۱۵ باز هم کار ادامه یافته است. مطابق گزارش فدراسیون، در روز حمله سوم (۲۶/۵/۸۲) برف سنگینى بر دامنه هاى پرشیب ۷۳۰۰ متر به بالا نشسته بود و در ساعت ۱۰ صبح هم که اوراز آخرین تماس خود را با سرپرست برنامه مى گیرد، هوا ابرى (توام با بارش برف) و دید بسیار کم بوده است. در این شرایط بهتر بود که سرپرست دستور پایان دادن به تلاش ها و بازگشت به پایین را مى داد، که چنین نکرده است. در فیلم «از صعود تا صعود» هم حسن نجاریان مى گوید: «وقتى محمد اوراز گفت برویم، من فکر کردم که مى گوید برویم پایین». به عبارت دیگر شرایط طورى بوده که نجاریان (که نسبت به اوراز تجربه کوهنوردى طولانى تر و پیشینه فنى بیشتر دارد) انتظار داشته که تیم به پایین برگردد. مى توان حدس زد که اوراز (سرپرست تیم حمله) به شیوه متداول در فدراسیون کوهنوردى از گفت وگو با دیگران و نظرخواهى از آنان خوددارى مى کند. سرپرست کلى برنامه هم نظر دیگر اعضاى تیم حمله را نگرفته و به وضع هوا و حجم غیرعادى برف (در مقایسه با حجم آن در زمان عمومى صعودها) توجه نکرده است.

ناآشنایى افراد «تیم پشتیبانى» با شیوه هاى امداد در کوهستان ۱۶ که منجر به سقوط مجدد اوراز در فاصله محل پیدا شدن و بارگاه ۳ شد، قرینه دیگرى است بر بى توجهى مدیریت فدراسیون به صلاحیت افراد اعزامى به هیمالیا. ظاهراً افراد یاد شده حتى با کمک هاى اولیه آشنایى نداشته اند (در گزارش و فیلم هیچ اشاره اى به اجراى این کمک ها براى اوراز و هنرپژوه نشده است) و نیز کمترین تلاشى براى سر هم کردن وسیله اى شبیه به برانکار براى ثابت کردن اندام هاى ضربه دیده (کمر اوراز…) صورت نگرفته است. اوراز هیچ مشکلى در ارتباط با ارتفاع نداشته، و به این دلیل شتاب در رساندن او به بارگاه هاى پایین ضرورت آنى نداشته است. تثبیت وضعیت اوراز و هنر پروژه، رساندن پزشک و اکسیژن و سرم و برانکار مناسب به بارگاه ۳، و تلاش براى پایین بردن او با نفرات بیشتر به شیوهاى مناسب تر، احتمالاً مى توانسته یک راه بهتر باشد؛ آن گونه که از فیلم و گزارش بر مى آید، این احتمال اصلاً به ذهن سرپرستى نیامده و بحثى در مورد آن نشده است. به نظر مى رسد که تیم، در بارگاه اصلى هم وسایل حمل مجروح مناسب (برانکار و …) نداشته است.

آشنا نبودن افراد تیم با اصول جهت یابى ( نداشتن جى. پى. اس، نداشتن یا استفاده نکردن از قطب نما)، همچنین پرچم کوبى نکردن قسمت هموار بین بارگاه هاى ۲ و ۱ که موجب سردرگمى اعضاى تیم در روز سوم حادثه (۲۸/۵/۸۲) شد، از دیگر مواردى است که اهمال مدیریت فدراسیون و سرپرستى برنامه را مى رساند. با توجه به این کمبودها و دیگر نارسایى ها (برف کور شدن چند نفر، کمبود مواد غذایى و سوخت و …) احتمال مصدوم شدن و مرگ افراد دیگرى در جریان کار امداد، زیاد بوده است.
سرپرست برنامه عنوان کرده است که تصمیم گیرى در مورد ادامه صعود از بارگاه ۴ به سوى قله فقط با محمد اوراز بوده است. همه کسانى که از شیوه مدیریت فدراسیون و برنامه هاى آن آگاهى دارند، مى دانند که اساساً کسى جرات ابراز مخالفت یا کمترین عرض اندام در برابر دستورهاى سرپرست ندارد (کمترین خطر آن، خط خوردن از برنامه هاى بعدى است ) با این وصف، باور کردنى نیست که اختیار تصمیم گیرى در مورد صعود کلاً به اوراز داده شده باشد. همچنین رئیس فدراسیون، در فیلم «از صعود تا صعود» اظهار مى کند که «اوراز بسیار تمایل داشت که تمام ۸۰۰۰ مترى ها را صعود کند … و این توان را داشته است …» تلاش براى ساختن چهره اى فوق العاده قوى از اوراز به این منظور صورت مى گیرد که او را فارغ و بى نیاز از رهنمودهاى فدراسیون و سرپرستان برنامه ها قلمداد کنند.

اما، واقعیت این است که اولاً اوراز کوهنوردى فنى به معناى خاص این رشته نبود (تقریباً تمامى کارهاى مهم کوهنوردى او در قالب برنامه هاى بدون مرزى فدراسیون انجام شده که در نوع خود کارهاى فنى به شمار نمى رود) و ثانیاً فدراسیون برنامه ریزى کرده بود که او تمامى هشت هزار مترى ها را صعود کند، این موضوع چند بار در نشست هاى معرفى صعودهاى فدراسیون مطرح شده بود. نفس این موضوع هم ایرادى ندارد، اما برنامه ریزى صعود به تمام هشت هزار مترى ها نباید منجر به سستى در دادن دستور بازگشت در شرایطى که خطر بسیار بیشتر از معمول است بشود و یا سبب شود که نام یک نفر خاص در هر شرایطى جزء گروه قله باشد.

*پى نوشت ها در روزنامه موجود است