سرود کوهستان

کوه نوشته ها

اشارتها!!
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: محمد اوراز

ما نمی دانیم
چه کسی روح اصالت را
به پلیدی آلوده ست..
تو که چشمانی نورانی داری
سوی خاموشی شب برگردان
تا حقیقت را بشناسیم ...
(اورج)

یک گل کوچک بی نام
روییده به تنهایی
در شکاف کوهی عظیم ...
(کیارستمی)

پنداشتی ،
چون کوه ، کوه خامش دمسردم ؟
بی درد ، سنگ ساکت بی دردم ؟
- نی !
قله ام
بلندترین قله ی غرور .
اینک درون سینه من التهابهاست.
هرگز گمان مبر،
شد خاطرات تلخ فراموشم

هر چند
نستوه کوه ساکت و سردم
- لیک
آتشفشان مرده ی خاموشم ... 
(حمید مصدق)

 

جوانه زد
شکفت
پژمرد

فرو ریخت
حتی یک کس آنرا ندید...
(کیارستمی )

 

 

 

اوراز 

سپیده باز خواهد زد

بر ستیغ کوه هایی

 که در می نوردیدی

بلبلی با یاد تو آواز خواهد خواند

لاله های  سرخ  به  خون خواهی

دشت هایی را که می پیمودی

گلگون خواهند کرد

کوه اما همچنان خاموش

رهنوردان را بسوی  یال های خویش

باز فرا  می خواند.

 منبع : http://persianblog.ir/?date=13820616&blog=zistan