سرود کوهستان

کوه نوشته ها

فراز و فرود کوه نوردی در سالی که گذشت
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: کوه نوردی( دیدگاه)

صعود یا سقوط ؟!!
فرشید فاریابی

هر وقت می‌خواهم در مورد کوهنوردی ایران مطلبی بنویسم، یاد صحنه‌ای از فیلم بایسیکل‌ران می‌افتم. آنجا که دکتر معالج همسر نسیم- مرد افغانی نقش اول- گفت این زن کلکسیون مرض است و بر روی کاغذی به جای نسخه درمانی نوشت: «او مرده!»

کوهنوردی ایران هم مانند آن زن، مبتلا به مسائل بسیاری است که در نگاهی آن را به قصه بالا شبیه می‌کند. از دید طبیب، زن بی‌نوا دیگر «مریض» نامیده نمی‌شد؛ او مرده‌ای بیش نبود! پزشک برای مرده کاری نمی‌تواند انجام دهد. قصد داشتم بی‌هیچ مقدمه‌ای اشاره‌ای گذرا به وقایع مهم سال 82 در کوهنوردی ایران داشته باشم، تا شاید شمایی کلی از کوهنوردی در سال گذشته ارائه دهم، اما بی‌این مقدمه نشد.

شاید کسی تصور نمی‌کرد سال 82 آبستن چنین وقایع پرفراز و فرودی برای کوهنوردی باشد. وقایعی که برخی حواشی آن را تأثیرگذارتر از متن اتفاقات دانستند و گروهی نیز از این سال با عنوان سال شگفتی‌های کوهنوردی ایران یاد کردند. البته همه این شگفتی‌ها با حادثه تلخ سقوط کوهنوردان در راه قله گاشربروم-1 رقم خورد و همین حادثه بود که مروری بر کوهنوردی در سال 82 را به موضوعی قابل ارائه تبدیل کرد.

سال 82 می‌رفت که با سکوت و سکون آغاز شود. مشکلات مالی مطرح، اعزام تیم ملی برای فتح قله‌ای دیگر را در ابهام فرو برد و آنگاه که تیم ملی راهی پاکستان می‌شد آنقدر بی‌سر و صدا رفت که می‌توان این اعزام را غریبانه‌ترین اعزام در مقایسه با دیگر صعودهای تیم‌های هیمالیانوردی دانست. مشخص نبودن تکلیف هیمالیانوردی در سال 82 و جایگاه کوهنوردی در ورزش کشور، اولویت سرپرستی تیم‌های هیمالیانوردی را آنقدر کم‌رنگ کرد که علی‌رغم حساسیت فنی قله گاشربروم-1، مرد همیشه شماره 2 تیم‌های هیمالیانوردی در رأس سرپرستی تیم قرار گرفت و تجربه‌ای تلخ را در شماره 1 بودن کسب نمود.(1)

از دیگر رخدادهای قابل ذکر که به آن سوی مرزها مرتبط بود می‌توان به حضور ایران در جمع فاتحان قله اورست اشاره کرد. امسال کوهنوردی ایران توانست با افتخار در پنجاهمین سالگرد فتح بام جهان، یکی از میهمانان رسمی جشن بزرگ فاتحان باشد. هرچند که خیلی زود یکی از افتخارآفرینان حاضر مراسم را در آخرین گام‌های صعودی دیگر از دست داد.

همان گونه که اشاره شد، واقعه سقوط کوهنوردان تیم ملی در چندصدمتری بلندای قله پنهان(2) مهم‌ترین رخداد کوهنوردی سال 82 و شاید چند ده سال اخیر باشد. واقعه‌ای که موج نوی هیمالیانوردی کشور را با ضایعه‌ای سخت مواجه ساخت. 26 مرداد 82، گروه پیشتاز شامل اوراز، هنرپژوه، نجاریان و خادم در آخرین گام‌های خود به سوی قله گاشربروم-1 به حادثه ای دچار آمدند که هزینه‌ای بس گران بر جامعه ورزشی کشور تحمیل کرد. یکی از نامدارترین هیمالیانوردان ایران در راه کسب افتخاری دیگر جان خود را از دست داد. پهلوان محمد اوراز پس از قریب 20 روز تحمل جراحت سنگین ناشی از سقوط در 16 شهریور 82 جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. بنا به اظهارات رسمی(3) این تیم پس از ناکامی دو تلاش برای دستیابی به قله (1/5/82 و 11/5/82) در تلاش سوم (25/5/82) کمپ چهارم را به قصد قله گاشربروم-1 ترک کرد و تنها کمتر از 200 متر مانده به قله از رسیدن به آن باز ماند. واقعه به همین‌جا ختم نشد؛ در پی این حادثه ماجراهایی کم نظیر- شاید هم بی‌نظیر- در هیمالیانوردی و کوهنوردی رقم خورد. حمل مجروح در ارتفاع بالای 7000 متر تنها یکی از این ماجراهاست! از این حادثه پهلوان محمد اوراز نتوانست جان سالم بدر برد. نقدها و نظرهای فراوانی پیرامون متن و حواشی این واقعه در جامعه منتشر شد.(4) گستردگی مطالب و رویکرد رسانه‌های گروهی به کوهنوردی در این ارتباط خود یکی دیگر از ماجراهای شگفت مربوط به حادثه گاشربروم است که از آن می‌توان به انقلاب فرهنگی در کوهنوردی ایران تعبیر کرد. جدای از کوهنوردان، بسیاری از رسانه‌های گروهی، مطبوعات، مقامات مسؤول و... که هرگز کوهنوردی را مورد توجه جدی قرار نمی‌دادند، نسبت به این حادثه واکنش نشان دادند. تعدادی از نمایندگان مجلس و رئیس مجلس ششم(5)، هیأت وزیران و رئیس‌جمهور(6) و نیز در بی‌سابقه‌ترین شکل مقام معظم رهبری(7) خود مستقیم به موضوع پرداختند. اما عالم سیاست و کشورداری بسیار پرفراز و نشیب بود و متحول! از همین روی خیلی زود محمد اوراز و گاشربروم ـ 1 در قبال حوادث کشور، منطقه و جهان از سوی مقامات غیرورزشی و نیز ورزشی فراموش شد. معتقدم جامعه کوهنوردی کشور و تمام کسانی که محمد اوراز وسیله‌ای برای مطرح شدن آنان بود، اگر در کمترین حد- برای مثال نوشتن یادداشت کوتاهی و انتشار آن- قدمی برای استفاده مناسب و بجا از پتانسیل ایجاد شده در کشور برمی‌داشتند، اینک شاهد سرانجامی اینگونه برای کمیته به اصطلاح تحقیق سازمان تربیت بدنی و برگزاری آنچنانی مراسم معرفی قهرمان برتر سال نبودیم! بی‌مهری‌ها به کوهنوردی ریشه در خود کوهنوردان و متولیان منسوب به کوهنوردی دارد؛ کافی است تلاش‌های مسؤولان فدراسیون وزنه‌برداری برای صیانت از قهرمانان این رشته را با فعالیت مردان فدراسیون کوهنوردی مقایسه‌ای گذرا کنید. بی‌مهری‌های ناشی از بی‌تدبیری متولیان رسمی کوهنوردی کشور آنقدر عمیق بوده و می‌باشد که جامعه نیز بر آن صحه گذاشته است. رئیس‌جمهور محترم در تجلیل از محمد اوراز برای فتح اورست در سال 77، به او و همنوردانش یک جلد دیوان حافظ اهدا کرد و مهرعلیزاده معاون رئیس‌جمهور در سال 82، حتی نام طلایی‌ترین پهلوان کوهنوردی ایران زمین را نمی‌توانست از روی نوشته بخواند!!(8)

اگر مهم‌ترین رخداد کوهنوردی در سال 82، حادثه‌ای تلخ بود و تلخی از دست دادن کوهنوردان در برنامه های داخلی تا روزهای پایانی سال ادامه داشت- درگذشت زرافشان(9) را می‌گویم- اما سراسر سال برای کوهنوردی تلخ نبود. کوهنوردان امید، موفق به فتح قله اسپانتیک(10) این کوه طلایی شدند و شیرزنان کوهنوردمان نیز افتخار صعود قله‌هایی دیگر را درآن سوی مرزها، هم در رده باشگاهی(11) و هم در رده ملی(12) کسب کردند. سال 82 برای دختران ایران زمین سال شیرینی بود.

از دیگر رخدادهای این سال می‌توان به پنجاه سالگی باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند(13) اشاره کرد. آن سال‌هایی که جهان به خود برای گام نهادن بر بلندترین نقطه کره خاک- اورست- می‌بالید، تعدادی از کوهنوردان ایرانی بر تشکل خود نام بلندترین قله افسانه‌ای سرزمین رستم و آرش را نهادند. آنها با خود عهد کردند همچون دماوند که پای در بند ایران دارد، آنها نیز پای‌بند کوهنوردی بمانند و ماندند. هرچند که در آستانه همین جشن تولد می‌رفت تا به درخواست فدراسیون کوهنوردی، قدیمی‌ترین تشکل مردمی این ورزش را به محاق کشند(14) تنها به خاطر حادثه مرگ دو کوهنورد. ظریفی در همین مورد گفت: اینک می‌توان به استناد منطق و استدلال فدراسیون کوهنوردی که خواستار تعطیلی باشگاه دماوند شد، تعطیلی فدراسیون را به خاطر مرگ طلایی‌ترین کوهنورد کشور مطرح نمود!؟

لشکرکشی‌های سراسری به قلل ایران با عنوان صعود‌های مشترک! همچنان به عنوان معضلی بسیار بزرگ، امسال هم تن و جان کوه‌ها را خراشید. امسال سبلان داغ این زخم را با تمام وجود به جان خرید. هرچند که در خبرها به صعود همزمان بیش از 14 هزار نفر به کوه‌های مرتفع ایران اشاره شد و این زخم سراسر ارتفاعات ایران را خسته کرد.

سالی که گذشت برای کوهنوردی رسمی کشور سال مجامع بین‌المللی و سفرهای متعدد خارجی نیز بود. اینها برای کوهنوردی رسمی نتایج خوبی در پی داشت؛ از کسب عناوین دبیرکلی و ریاست اتحادیه تا کسب آرای دیگران برای برگزاری مسابقات و مجامع بعدی در ایران. فدراسیون کوهنوردی در سال 82 موفق به برگزاری مسابقه سنگنوردی داخل سالن در کلاس بین‌المللی (زنان و مردان) و نیز میزبانی کمیسیون مسابقات جهانی سنگ‌نوردی در زنجان و تهران شد. اما کوهنوردی ایران محدود به فدراسیون کوهنوردی نیست. انجمن‌ها و تشکل‌های مردمی یا وابسته به سایر نهادها در سال 82 گام‌های بلند بسیاری در کوهنوردی این سرزمین برداشتند. هرچند که این تلاش‌ها هزینه‌های زیادی بر پیکر کوهنوردان خارج از فدراسیون وارد کرد.

1382 سال دمیده شدن روح تازه‌ای در کوهنوردی دانشگاهی بود. جدای از فعالیت‌های متفرق دانشگاهیان و نیز دانشگاه آزاد،(15) انجمن کوهنوردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پس از سال‌ها رکود توانست با تغییر در تعداد اندک نیروهای مدیریتی و اجرایی خود کارهایی را آغاز کند. دانشجویان که در گروه پیشتازان و برگزیدگان جوامع قرار می‌گیرند، طی این سال‌ها هرگز نتوانستند در کوهنوردی پیشتازی و برگزیدگی را تجربه کنند. آنها نیز پیشرفت را در کوهنوردی آن سوی مرزها جست‌وجو می‌کنند، از همین روی در کمتر از 15 روز مانده به پایان سال هرچه داشتند هزینه کردند و گروهی 10 نفره از دانشجویان پسر را زیرنظر فدراسیون کوهنوردی راهی آفریقا و قله کلیمانجارو کردند. انجمن کوهنوردی وزارت علوم امسال پس از قریب پنج سال سکون موفق شد دومین سمینار سراسری مسؤولان انجمن‌های دانشگاه‌ها و نیز نخستین دوره مسابقات سنگ‌نوردی قهرمانی خود را در کنار چند صعود سراسری دانشجویی برگزار کند. کوهنوردی دانشگاهی نیز از حادثه درامان نماند و دو دانشجو در نیمه دوم سال طی برنامه کوهنوردی کشته شدند. جالب اینکه پرونده این حادثه هرگز مفتوحه اعلام نشد که مختومه گردد.

سالی که در مورد کوهنوردی آن سخن می‌گوییم، سال آشتی نسبی رسانه‌های گروهی با کوهنوردی بود. البته بسیاری افزایش فعالیت‌های تبلیغی کوهنوردان و تلاش تعداد اندکی از علاقه‌مندان این رشته- چه در تشکیلات رسمی و چه در خارج از آن- برای انعکاس فعالیت‌های کوهنوردی را عامل رویکرد رسانه‌ها به کوهنوردی می‌دانند. علاوه بر مطبوعات، تلویزیون بر حجم برنامه‌های پخش شده تولیدی و تأمینی خود با موضوع کوهنوردی طی این سال به نحو چشمگیری افزود. مجموعه‌های باارزش هیمالیا از کانال 4 و آموزشی- مستند کانال 2 در کنار برنامه‌های مختلف کانال 3 که چند برنامه مربوط به صعودهای تیم ملی در هیمالیا را شامل شد، از عمده‌ترین برنامه‌های تلویزیون در سال 82 با موضوع کوهنوردی بودند.

اینها جدای از برنامه‌های خبری ویژه کوهنوردی در رادیو و تلویزیون هستند. علاوه بر این جامعه کوهنوردی شاهد انتشار چند جلد کتاب ویژه‌ این رشته بود که نسبت به سال‌های گذشته قابل توجه می‌نماید. هم به لحاظ تنوع موضوع و هم از جهت تعداد و تیراژ.

با همه اتفاقات تلخ و شیرین در کوهنوردی، سال 82 برای کوهنوردان همچنان سال نبود تعریف و جایگاه مشخص از این ورزش در کشور ارزیابی می‌شود هرچند که تب صعودهای برون مرزی در تمام سال سیر صعودی داشت و هیچ راهکاری در پایین آوردن درجه تب صعودهای خارجی مفید واقع نشد. گویا کوهنوردان راه نجات خود و رشته ورزشی مورد علاقه خود را در خارج از ایران جست‌وجو می‌کنند. سال‌های گذشته خوب به یاد داریم که سیاست همگانی کردن ورزش چه بر سر ورزش قهرمانی‌ آورد و امروز شاهد هستیم که صرف هزینه‌های هنگفت در ورزش قهرمانی چه تبعاتی برای ورزش عمومی داشته! وقتی برای مطرح کردن کوهنوردی در جامعه به سیاست لشکرکشی‌های چند هزار نفری روی آوردند، خیلی زود متوجه شدند که راه به خطا رفته و به جای چاره‌جویی، نجات را در کوه‌های آن سوی مرز جستند؛ اینها همه نشانه ابتلا به روزمرگی و نبود نگرشی مبتنی بر اصول اولیه مدیریت و برنامه‌ریزی علمی است. شاید سازمان ورزش کشور ادعا کند کلیت ورزش از این مشکلات در رنج است و طرح جامع بسیاری از کاستی‌ها را جبران خواهد کرد، ولی کوهنوردی علی‌رغم مبتلا بودن به تمام مشکلات موجود از تبعیض شدید در خانواده ورزش به ستوه آمده. آیا سال 83 و سال‌های بعد که طرح جامع ورزش به اجرا درخواهد آمد کوهنوردی از تعریف و جایگاه مناسب برخوردار خواهد شد؟!!

 

پی‌نوشت‌ها:

1-اقبال افلاکی، معاون سرپرست تمام صعودهای پیشین قلل 8000 متری که در این صعود سرپرستی برعهده او نهاده شد.

2-Hidden peak نام دیگر گاشر بروم-1

3-گزارش رسمی فدراسیون از حادثه/هفته‌نامه کیهان ورزشی/12 مهر 82 ص62 و 63.

4-اشاره به قریب 100 مقاله و گزارش تحلیلی منتشر شده از حادثه در مطبوعات تنها طی 3 ماه.

5-تذکر رئیس و بیش از 10 نماینده مجلس به دولت و سازمان تربیت بدنی برای رسیدگی فوری به مصدومان (جلسه 2/6/82).

6-واکنش رئیس‌جمهور و هیأت دولت در جلسه رسمی کابینه به مرگ محمد اوراز17/6/82.

7-پیام مکتوب مقام رهبری در خصوص مرگ محمد اوراز 25/6/82؛ گاهنامه اورست 77/شماره 10/ص3.

8-مراسم معرفی قهرمان برتر سال 82 و عدم توانایی مهرعلیزاده در خواندن نام محمد اوراز از روی متن سخنرانی خودش.

9-حسن زرافشان کوهنورد خوبمان که در منطقه علم کوه در گذشت 12/12/82.

10-اسپانتیک به ارتفاع 7072 متر در شهریور 82 توسط تیم امید کوهنوردی صعود شد.

11-صعود بانوان کوهنورد شرکت ملی نفت به قله البروس در روسیه مرداد82.

12-صعود کوهنوردان انجمن کوهنوردی بانوان کشور به قله 6000 متری تیرخا در پاکستان و آرارات در ترکیه.

13- باشگاه کوهنوردی واسکی دماوند قدیمی‌ترین تشکل کوهنوردی مستقل کشور که از سال 1332 تا امروز فعالیت مستمر دارد.

14- تلاش رسمی فدراسیون کوهنوردی برای تعطیل کردن باشگاه دماوند در پی کشته شدن دو عضو این گروه در غار براو.

15- صعود دانشجویان دختر دانشگاه آزاد به قله البروس و صعود گروه پسران به آرارات