سرود کوهستان

کوه نوشته ها

گاشربروم-۱ پایان یافت!!
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: گاشربروم-1 ، محمد اوراز ، کوه نوردی( دیدگاه)

خبر ورزشی سیما نیز به گروه رسانه های پیگیر حادثه ی گاشربروم-1 پیوست. پنجشنبه 7/3/1383 طبق روال همیشه در انتهای اخبار ورزشی ساعت 19:45شبکه سه، گزارش ویژه ی ورزشی در خصوص کمیته ی تحقیق حادثه ی گاشربروم-1 پخش شد. این گزارش که در آن تنها فرصت پاسخگویی به مقامات سازمان تربیت بدنی و فدراسیون کوهنوردی داد ه شد، اگر چه نتوانست کمترین پاسخ قانع کننده ای را به سوالات مطرح در این خصوص بدهد امامی توان آن را گام مهمی در شفاف شدن بخش های دیگری از این پرونده ارزیابی کرد....

مطلب بالا بخش آغازین یادداشت من درخصوص این گزارش است که به زودی منتشر خواهم کرد. اما نقد عباس محمدی کوه نویس نام آشنای مطبوعات کشورمان نگاه خود را در روزنامه ی وقایع اتفاقیه به چاپ رسانده که باهم می خوانیم:

 

و اینک پایان قصه گاشربروم

عباس محمدی

خوب...بحمدالله این موضوع هم ختم به خیر شد! آقای درخشان مسؤول کمیته تحقیق در مورد مرگ محمد اوراز (کوهنوردی که در تابستان 82 در گاشربروم یک، جان باخت) نظر نهایی این کمیته را مبنی بر اینکه «هیچ قصوری در کار فدراسیون کوهنوردی در این مورد وجود نداشته...» را اعلام کرد(شبکه 3 سیما، 7/3/83، ساعت حدود 8 بعداظهر).

اعلام چنین نتیجه‌ای دور از انتظار نبود؛ ما در ایران مدیرانی داریم که هیچگاه به خطا نمی‌روند و در قاموس‌شان «عذرخواهی» وجود ندارد! نه در این یک مرگ و حادثه‌‌های دیگر، که در زمین لرزه‌ بم که جهان را تکان داد و ده‌ها هزار نفر را کشت نیز هیچ سازنده و کارفرما و دستگاه ناظری قصور نداشت و تنها گسل مقصر بود؛ و یا در حادثه‌ قطار نیشابور با صدها کشته هم زمین مقصر بود که شیب داشت و قطار ایستاده را به راه انداخت؛ و یا در موارد هواپیماهای سقوط کرده ما که خلبانان جان از دست داده مقصر بوده‌اند و...این سیاهه را می‌توان ادامه داد.

آقای درخشان در این بهانه تلویزیونی اعلام کرد که چند کارشناس کوهنوردی و حقوقدان در این پرونده اظهار نظر کرده‌اند و البته بینندگان تلویزیون از دیدن آنان و شنیدن نظرهایشان محروم ماندند و آقای درخشان هم هیچ اشاره‌ای به ماهیت بحث‌هایی که مدعیان وجود تقصیرات در عملکرد فدراسیون کوهنوردی و مدیریت برنامه گاشربروم داشته‌اند، نکرد(جز اینکه آنان«غرض‌های دیگر»! داشته‌اند). در عوض، آقاجانی رئیس فدراسیون که پس از مرگ اوراز در مورد خطرناک بودن ورزش کوهنوردی بسیار سخن گفته، باز همین موضوع را تکرار کرد و یک بار دیگر از روشن ساختن این موضوع که آیا تمهیدات ایشان پیش از دست زدن به این کار خطرناک کافی بوده و اینکه شیوه برخورد تیم اعزامی با شخص حادثه دیده چگونه بوده است و از پرداختن به دیگر انتقادها...طفره رفت. در ضمن او با همان شیوه همیشگی که از بالا به دیگر کوهنوردان و دوستداران این ورزش می‌نگرد، با لحنی تحقیرآمیز، کسانی را که در این زمینه به فدراسیون انتقاد داشته‌اند، کسانی خواند که از مسائل هیمالیا نوردی آگاهی ندارند و «حدشان قله‌های چهار تا پنج هزار متری است». جالب توجه اینکه او خود در کارنامه کوهنوردی‌اش هیچ کار فنی ندارد و در کوه‌های بلند هم هرگز از حدود پنج هزار متر بالاتر نرفته است. البته، این موضوع را نقص کار آقاجانی یا قرینه‌ای بر بی‌کفایتی او در اداره فدراسیون کوهنوردی نمی‌دانم و معتقدم که کار او در چند زمینه(مثلاً فراهم آوردن امکانات مالی برای برنامه‌های خارج از کشور) درخور قدردانی است. و اصولاً مدیریت یک دستگاه(و نیز انتقاد از آن مدیریت) یک چیز است و مسائل فنی رشته کار آن دستگاه، چیز دیگر.

مطابق استدلال آقاجانی، خود او هم نباید در مورد حادثه گاشربروم صحبت کند و او و همکارانش در فدراسیون کوهنوردی، حق اظهارنظر در مورد حادثه غار پراو (مهرماه 81) که به مرگ دو غارپیما منجر شد را نداشته‌اند. و باز مطابق این طرز تفکر، اگر کسی بخواهد به یک پزشک تذکر بدهد که پیش از معاینه باید دست‌هایش را بشوید، حتماً باید خود تخصص پزشکی داشته باشد؛ یا مسافری که می‌خواهد به راننده‌ اتوبوس تذکر بدهد که سرپیچ حق سبقت ندارد، باید گواهی نامه‌ پایه یک داشته باشد؛ و هر کس که بخواهد در مورد یک بازی فوتبال چیزی بگوید یا بنویسد، باید دست کم بازیکن لیگ دسته اول فوتبال باشد. ما مردم عادی، وظیفه کار کردن و پرداختن هزینه «افتخارآفرینی» متخصصان را داریم، و حداکثر می‌توانیم برای درمان‌کنندگان دردهایمان و مدیران همیشه بری الذمه خود کف بزنیم!

تأکید می‌کنم که آقاجانی و دیگر دست‌اندرکاران فدراسیون، وارد ماهیت انتقادهای کوه‌نویسان و کوهنوردان (که بعضی‌هایشان سابقه قابل توجه هیمالیانوردی هم دارند) در مورد قضیه گاشربروم و مسائل مدیریتی فدراسیون که به این بهانه مطرح گردید نشدند. در واقع شاید نباید از کمیته‌های تحقیقی هم که در پشت درهای بسته به نتیجه‌گیری می‌رسند. توقع زیادی داشت. اما نمی‌توان ناامید بود. تا همین امروز انتقادها و پیشنهادهای ما به نتیجه‌های کوچکی رسیده است: مطابق گفته‌های حسن نجاریان (عضو تیم‌های ملی کوهنوردی در یکی از نشریه‌ها) فدراسیون درصدد اصلاح شیوه گزینش کوهنوردان برای اعزام‌هاست. فدراسیون همچنین به دنبال برگزاری کلاس‌های کار با جی‌پی‌اس (برای جهت‌یابی) هستند و رضا زارعی دبیر کمیته هیمالیانوردی فدراسیون در وبلاگ خودش (11/2/83) می‌نویسد که ما، در آموزش اصول امداد و نجات کوتاهی (معادل فارسی «قصور») داشته‌ایم. ما می‌توانیم توهین‌ها و افتراهای زارعی را در همان یادداشت و کنایه زدن‌های آقاجانی را بزرگوارانه ندیده بگیریم و پاداش خود را از آن چه که پس از مرگ کوهنورد پرکار، خوش‌برخورد و گشاده‌روی ملی‌مان، محمد اوراز نوشته‌ایم، به دست آمده بدانیم. به کلام پراعجاز خواجه شیراز تمسک می‌جوییم که ... از ازل تا به ابد فرصت درویشان است.

http://www.vaghaye.com/13830309/Page-12.html#3