سرود کوهستان

کوه نوشته ها

هیچگونه مسئولیتی متوجه فدراسیون کوهنوردی نیست!!
ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: کوه نوردی( دیدگاه) ، گاشربروم-1

هیچگونه مسئولیتی متوجه فدراسیون کوهنوردی نیست!!

نگاهی به گزارش معاون حقوقی سازمان تربیت بدنی و کمیته ی تحقیق گاشربروم-1

 

خبر ورزشی سیما نیز به گروه رسانه های پیگیر حادثه ی گاشربروم-1 پیوست. پنجشنبه 7/3/1383 طبق روال همیشه در انتهای اخبار ورزشی ساعت 19:45شبکه سه،گزارش ویژه ی ورزشی درخصوص کمیته ی تحقیق حادثه ی گاشربروم-1 پخش شد.این گزارش که در آن تنها فرصت پاسخگویی به مقامات سازمان تربیت بدنی و فدراسیون کوهنوردی داد ه شد، اگر چه نتوانست کمترین پاسخ قانع کننده ای را به سوالات مطرح در این خصوص بدهد امامی توان آن را گام مهمی در شفاف شدن بخش های دیگری از این پرونده ارزیابی کرد.

افرادی که در این گزارش به سوالات خبر نگار ورزشی تلویزیون پاسخ گفتند مطلب جدیدی ارائه نکردند مگراینکه بردو نکته تاکید کنند، آنهم از زبان معاون حقوقی و پارلمانی سازمان تربیت بدنی و مسئول مستقیم این پرونده:

الفسازمان تربیت بدنی هیچگونه مسئولیتی را متوجه فدراسیون کوهنوردی نمی داند».

بهر فردی آزاد است مراجعه کند و مدارک پرونده را از سازمان تربیت بدنی جهت مطالعه دریافت کند».

معتقدم نکته ی دوم بسیار بااهمیت است. چراکه در صورت انتشار عام اسناد و مدارکی که جناب آقای درخشان به آنها استناد و نتیجه گیری کردند می تواند در رسیدن به حرکت های مبتنی بر علم، اطلاعات، تخصص و مستندات در ورزش کشور و نهادینه شدن آن که یکی از محورهای طرح جامع نیز می باشد، کمک شایان توجهی کند.اما گزارش تلویزیونی مورد بحث ما نکات قابل تامل بسیاری دارد که تلاش خواهم کرد تنها با نیت کمک به روشن شدن موضوع به آنها اشاره ای هرچند گذرا کنم. لازم است تاکید کنم تقدم و تاخر موجود در این مکتوب بر اساس چینش و ارائه ی مطالب و سخنان افراد در گزارش ورزشی تنظیم وارائه می شود.( نوار کامل گزارش موجود است)

اول: ابتدای گزارش با سخنان درخشان معاون حقوقی سازمان و مسئول مستقیم پرونده آغاز شد. سخنانی که نشانگر ابهام و بیان برخی کلیات بود. ایشان به دو کارشناس ( بابازاده و نعمتیان) و تحقیقات ایشان اشاره کرد و بر جامع ودقیق بودن گزارش بابازاده( رئیس هیات مدیره ی انجمن کوهنوردی ایران) تاکید کرد. این مقام حقوقی اشاره ای هم به عدم دریافت گزارش دوم کرد اما مشخصا نگفت که آیا گزارش نعمتیان(دکترای پاتوبیولوژی و استاد دانشگاه) آماده نشده یا کارشناس دیگری مورد نظر بود؟! درخشان از اشاره به چرایی آماده نشدن گزارش کارشناس دوم نیزامتناء کرد و خبرنگار محترم هم اصراری در این خصوص نداشت! درهمین بخش آقای درخشان به وکیلی بدون ذکر نام و تنها باتاکید برمبرز بودن وی و تلاش دوماهه او اشاره کرد و نتیجه ی حاصل را که خدمت ریاست سازمان ارسال کردند چنین برشمرد:«بلا استثناء درگزارشات تاکید شده که هیمالیا مصادف با پذیرش خطراست و آنهایی که این صعودها را می کنند بیشتر از همه به این مسئله آگاه هستند»!! گویا کمیته ی تحقیق پس از ماه ها صرف وقت و هزینه مطلبی را کشف کرده که کسی در آن تا امروز در هیچ جای دنیا هرگز خلاف آن را مطرح نکرده و نسبت به آن شکی نداشته و...   

دوم:تنها تیرترکش فدراسیون کوهنوردی از آغاز نقدها،تاکید برسرپرستی محمد اوراز و تصمیم گیری او بود که با چاشنی تعهد رسمی ثبت شده مبنی بر پذیرش مسئولیت هرگونه حادثه توسط ورزشکاردرمقابل منتقدان نمایش داده می شد و اینک دراین گزارش گویا به رسم امانت در تیردان معاون حقوقی سازمان تربیت بدنی قرارگرفت! آقای درخشان تنها به استناد این سند بود که سخن گفت؛ و ایشان خوب می داند که سند مزبورازنظرهرکارشناس مستقل و بی طرفی که علم گرا یی  و عدالت برای او اهمیت دارد تا فرارازمسئولیت، هیچ ارزشی ندارد. سندی که معلوم نیست به استناد کدام قانون مصوب، بخشنامه ی داخلی یا عرف رایج اخذ شده؟ سندی که به اجبار از ورزشکاران تیم ملی کوهنوردی اخذ شده و خوب می دانیم و می دانند که درصورت امتناء ازامضاء، قطعا نام ورزشکار نافرمان از لیست نهایی اعزام حذف می شد! آیا معاون حقوقی و پارلمانی سازمان ورزش کشور مشابه این سند را درحداقل یک فدراسیون دیگر سراغ دارد؟ آیا می توانند برای اطلاع عام ماده قانون مصرح به موضوع را منتشر کنند؟ و آیا...

سوم: صادق آقاجانی دیگر فرد این گزارش بود که به سوالات خبرنگاری که هرگز سوال و تصویر ش برای بیننده پخش نشد پاسخ می گفت. او برمرگ آفرینی این ورزش در هیمالیا تاکید داشت و هر 500 متر بالاتر از 6000 متر را یک مرز معرفی کرد؛ مرز مرگ!! وی ارتفاع 6000متر را منطقه ی مرگ معرفی کرد ولی نگفت چگونه ورزش این مظهر نشاط و سلامتی را با گفته های ایشان جمع کنیم؟ و مجددا" اذهان را متوجه این سوال کرد که:«آیا کوهنوردی ورزش است یا نه»؟ رئیس فدراسیون کوهنوردی منتقدان را افرادی کم اطلاع دانست و بزرگوارانه ازخرده گیری برآنها خود را مبری دانست.«[منتقدان] در موردمطالبی تاکید می کنند که درحد یافته های خودشان و در حد اطلاعاتشان است. ما هم به آنها خرده نمی گیریم. حتی اگر این آدمها هیمالیا را از دور هم شناخته باشند این صحبت ها را نمی کنند. چون حدشان در اندازه ی 4000 و یا 5000 است و...» او هرگز به ارتفاعی که موفق به صعود آن شده و نیز چگونگی آن صعودها درهیچ مصاحبه ای اشاره نکرده که امیدواریم این سوال را هم در کنار دیگر پرسش ها بایگانی نکنند و درسال مزین شده به نام پاسخگویی،حداقل جواب مستدل منتقدان فن آشنا را بدهند.

چهارم: نمیدانم کدام بنده ی صالح خدا بود که این اصل منطقی را اولین بار در گوش من خواند که: جمع نقیضین محال است.من هنوز رابطه ی ورزش و مرگ و جمع این دو را نیافته ام که آقاجانی برموضوعی به مراتب فلسفی تر تاکید دارد. او از یک سوی اصرار دارد که در هیمالیا امداد بی معنا، ناشدنی، عبث و غیر علمی است؛ و از دیگر سوی فخر عملیات امدادی را می فروشد که چند جوان پاک نیت برای دوستشان انجام دادند. امیدوارم این فرد متخصص و آشنا به هیمالیا به چند سوال کوچک یک علاقمند به کوهنوردی پاسخی در حد فهم و شعوراو بدهد:

1- برای تجلیل از همین اقدام که از جان گذشتگی محض بود چه کار کردند؟ آیا مراسم به اصطلاح تجلیل از امدادگران در مجموعه ی آزادی را به یاد دارند؟آیا می توانید اقدام خود و یا سازمان تربیت بدنی را در پاسخ به «شاهکارامدادگران» در اختیار رسانه های گروهی قراردهید؟  

2- آیا شنیده اند که خود همین جوانان امدادگر تاکید دارند که در عالم عقلانیت عمل آنها توجیهی ندارد؟!

3- اگر حادثه ای برای آنها در آن شیب مخوف اتفاق افتاده بود و بهمن کوچکی که تیم امداد را تهدید کرد،همگی را با خود به اعماق دره های هیمالیا برده و اینک سخن ازتراژدی گاشربروم-1 بود، شما همچنان اینگونه منتقدان شیوه های مدیریت فدراسیون را متهم به تخریب امدادگران می کردید؟ هرچند تا امروز هیچ مطلبی در جهت تخریب امدادگران درهیچ رسانه ای منتشر نشده است.

پنجم: مقبل هنرپژوه هم که از حادثه جان سالم به در برده به سیاق ریاست فدراسیون گویا راه نجات را در تناقض گویی می داند! کاش همچون گذشته تنها صدایی که از مقبل می شنیدیم صدای سکوتش بود.او در تائید و تحسین امدادگران جمله ای را بکاربرد که هیچ نقدی نمی توان برآن نوشت و تنها باید عین جمله برای قضاوت خوانندگان منتشر شود:« درهیمالیا تیمی که فردی را از دست می دهد یا کشته می شود درهمان ارتفاع و همانجا باقی می ماند»!! نمی دانم مقبل کشته شده یا محمد اوراز قبل از آن بیست روز مقاومت، جان به جان آفرین داده بود؟! یا منظورش ماندن دسته جمعی تیم درآن ارتفاع بود و...

ششم: معاون مهرعلیزاده در بخش دیگری ازسخنان خود بر« نرمال و قابل قبول» بودن اقدامات پزشکی تاکید می کند و شاهد هستیم که پزشک نماینده ی سازمان تربیت بدنی ( دکترهاشمی) به عنوان حجت و دلیل جمله ای کوتاه بیان می کند:« به محض رسیدن به عیادت بیمار رفتم؛ مجموعه امکانات و کار گروهی همکاران و سیستم بیمارستانی را کافی دیدم». امیدوارم که گفته های شاهدان بیمارستان که برنظافت کف اتاق محل بستری محمد اوراز با جاروب دستی و نیز شایعه ی اعلام علت اصلی مرگ وی با عفونت حاد ریوی بیمارستانی تاکید دارند در حد احساسات و شایعه باقی بماند.

هفتم:مسئول مستقیم پرونده ی گاشربروم-1درانتها با قاطعیت تاکید می کندکه:

«بنده به عنوان مسئول رسیدگی به این پرونده هیچ گونه تقصیری را دراین حادثه متوجه فدراسیون کوهنوردی نمی بینم». در این خصوص متصور هستم آقای درخشان تلاش نکرده اند مطالب منتشر شده در مطبوعات و رسانه های گروهی را به عنوان مدارک و یا ضمائم پرونده گردآوری کنند. چراکه در مروری گذرا براین مطالب و مقالات - که انتشار آنها در تاریخ نگاری مطبوعات ورزشی بی نظیر است- قطعا" متوجه می شدند که بخش قابل توجهی از انتقادات متوجه سازمان است تا فدراسیون کوهنوردی!! آیا اینک می توان سوال کرد چه کسی در مورد قصورات سازمان تربیت بدنی بر کرسی قضاوت تکیه خواهد زد؟

هشتم: این مسئول ارشد حقوقی ورزش کشور درادامه ی سخنان خود باابهام کامل نسبت به منتقدان موضع گیری و آنها را متهم به منفعت طلبی شخصی کرد.این امراگراز سوی هرشخص و مقام دیگری مطرح می شد قابل اغماض می نمود اما در خصوص آقای درخشان که کسوت معاونت حقوقی سازمان را دربردارند هرگز. برای روشن شدن موضوع 3 سوال زیر قابل طرح است:

1- مورد خطاب آقای درخشان از گروه منتقدان چه کسانی هستند؟ آیا درخواست کنندگان تشکیل کمیته ی تحقیق ( تعدادی ازنمایندگان مجلس ششم) مورد نظر ایشان است؟اگر اینگونه است چرا اخلاق پهلوانی را نادیده گرفته و درست در آخرین روز کاری مجلس ششم این چنین سخنی بر زبان جاری می کنند؟ شاید هم چند کوهنورد دلسوز و آگاه که مقالات و دیدگاه خود را تا امروز منتشر کردند؟ یا مطبوعات و رسانه های پیگیر موضوع،مورد خطاب ایشان می باشند؟

2- آیا درفرهنگ حاکم برسازمان تربیت بدنی نقدعلمی و اصراربررسیدگی امری«بدنبال منافع شخصی بودن» معنا می دهد؟کدام منفعت را در ورزش ایران سراغ دارید که پرداختن به فراموش شده ترن و مغضوب ترین رشته(کوهنوردی) منافع شخصی را برای افراد درپی داشته باشد؟

3- آیا آقای درخشان در خصوص سه یا چهار نفری که مقالات انتقادی خود را با مشخصات کامل منتشر کرده اند پرس و جو کردند و آیا ازآنها برای دیداری دوستانه دعوت بعمل آورد که پی ببرند آنها چقدر منفعت طلب هستند؟

نهم: اگر در نگاهی مدعی شوم این گزارش پاسخی برای دهها مقاله ی علمی و متقن منتشر شده نداشت؛ باید تاکید کنم از جوانبی بسیار مفید بود:

1-برضعف و دستپاچگی سازمان تربیت بدنی درمواجهه با این پرونده مجددا و از رسانه ملی صحه گذاشت. هنوز اشتباه مهرعلیزاده در مقابل دوربین گفتگوی ویژه ی خبری شبکه 2 و نیز مراسم قهرمان برتر سال که مستقیم پخش شد فراموش نشده و تا امروز به انتقادات مربوط به همین دو موضوع نیزپاسخی نداده اند.

2- معتقدم گزارش پخش شده و مطالبی از این دست جامعه ی کوهنوردی کشور را در پیگیری این موضوع منسجم تر خواهد کرد.

3- قول انتشارعام محتویات پرونده به علاقمندان و محققان داده شد و این خود بزرگ ترین نتیجه ی گزارش خبری مورد نظر است.

برهمین اساس حداقل کاری که بنده بر انجام آن راغب شدم مراجعه ی حضوری و دریافت اسناد و مدارک موجود در پرونده ی کمیته ی تحقیق خواهد بود. منتظر باشید.

Farshid_faryabi@yahoo.com