تقدیم به همه ی هیمالیا نوردان ایرانی سال 1388

 

جشن خون ....

 

فردا یکی از دسته های  هیمالیانوردی که امسال راهی بالا دست ها شده بودند در تهران برنامه دارند. یاد روزی که بی تفاوت به همه ی آنچه در ایران روی می داد رفتند و پشتشون را هم نگاه نکردند به خیر !

این روز ها آنقدر ایمیل برام رسیده از آشنا و ناشناس که هر کاری کردم  خفه خون بگیرم نشد. از هفته ی قبل همش ایمیل میرسید و پوستر مراسم گزارش برنامه .

سه روز قبل هم که بمبارتمان شدم با لینک های کوه قاف و داستان کوه ! موج دریافت ایمیل ها مثل جریان اخیر مجید نومه ی طنزکوه  بود . گفتم سرکی بکشم . نکته جالب ، دیالوگ زیبای آقایان زارعی و شجاعی  و مناظره مکتوب ایشان است؛ بسیار ارزشمند. و بدون تردید رامین شجاعی تا اینجای کار  استدلالی قوی و درخور تامل به نوشته رضا زارعی نشان داده است.

*   *   *   *   *

این مباحث فنی در ورزش کوه نوردی که البته در همین بحث تکنیکی، مجرد از مبحث اخلاق نمانده و نکات ظریفی در آن متبادر است چگونه می تواند از جامعه ای که در آن زندگی کرده و می کنیم جدا فرض شود؟

آن زمان که دسته های هیمالیا نوردی ایرانی به قصد تشرف به بالا دستها راهی شدند عرض شد اگر نمی توانند آب دریا را بر کشند می توانند که به وسع و توان مزه اش را بچشند! مغضوب بالا و پایین شدم و محذوف دوستان قدیم آشنایان نزدیک .

حالا هم بر همان نظر تاکید دارم که اگر این همه ادعای غم و دلگیری دارند کجاست آن کُـنشی  که سر سوزن درونیاتشان را به جامعه بنماید؟ همین که ادعا کنند دستشان بر قلم نمی رود و  کاری نمی توانند انجام دهند کفایت نخواهد کرد.

من را توان همین است که بگویم و بگذرم تا قضاوت را محکمه زمان رقم زند. اما چون امکان حضور در محل برپایی جشن که از قضا دعوت عام دارد ممکن نیست عکسی ر ا به عاریت تقدیم می کنم. امید که موثر افتد.

/ 0 نظر / 16 بازدید